عبدالرحمان بن حجّاج بجلی کوفی مشهور به بَیاع سابُری از اصحاب امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) و از وکیلان امام درست گو(ع) بود. وی تا مجال امامت امام رضا(ع) زنده بود و در طول وی از جهان رفت. امامان هم عصرش اورا در احادیث زیادی مدح کردهاند و در کتابهای رجالی نیز مدح گردیده و آیتم اتکا میباشد. بنابر قولی، مدتی اطمینان به فرقه کیسانیه و واقفیه داشت؛ البته عاقبت از عقاید خود رجوع و با ولایت امام رضا(ع) از جهان تشریفات ترحیم مشهد رفت.
زیستطومار
عبدالرحمان بن حجّاج در قرن دوم هجری قمری میزیست. لقب وی ابوعلی میباشد.[۱] درباره معاش او داده ها چندانی در مشت وجود ندارد. فقط می دانیم که اصالتا کوفی و بومی بغداد بوده میباشد.[۲] فعالیت اورا کسب و کار سابری (پارچه های ظرافت که در سابور عجم بافته می شد) نوشتهاند و بههمین ادله به وی بیاع السابری (فروشنده سابری) کنیه دادهاند. همینطور در کتابهای رجالی مذکور که او با امام رضا ملاقات داشته و در طی امامت وی از عالم رفته میباشد؛[۳] بدین ترتیب وفات او احتمالا اندکی بعد از سال ۱۸۳ قمری صورت داده میباشد. امام راست گو(ع)در روایتی، عبدالرحمن بن حجاج را جزو افرادی بیان کرده که در مدینه از عالم رفته میباشد.[۴]
منزلت روایی
وی در منابع اساسی حدیثی شیعه، پانصد و ده حدیث از سه امام ذکر شده نقل نموده است.[۵] نسبتاً کلیه منابع رجالی اورا توثیق و تعریفوتمجید کردهاند و حتی روضه خوان موثر اورا از خاصیت و بزرگان اصحاب امام درست گو(ع) دانسته میباشد[۶] و بر طبق نقل روحانی طوسی در الغیبة وی از نمایندگان و وکیلان امام بود.[۷]
یک سری داستان در مدح عبدالرحمن بن حجاج از امامان همعصرش وارداتی میباشد. داستان گردیده که امام کاظم(ع) برای وی شهیدشدن به فردوس داده میباشد. یا این که در روایتی نام برده میباشد که حضرت راستگو(ع) به وی میفرمود:
«تکلم کن با اهل مدینه، همانا اینجانب دوست می دارم که میان مردان شیعه، مانند تورا ببینند».[۸]
امام درست گو(ع)، این عبارت را صرفا درخصوص تعداد اندکی از اصحاب خویش، مانند ابان بن تغلب، بهعمل برده میباشد و همین دلیلی بر مبرز بودن عبدالرحمن بن حجاج در میان اصحاب و نیز اقتدار کلامیاش میباشد. همینطور از امام درستگو(ع) قصه گردیده که:
«هرکس در مدینه از جهان برود، معبود در روز قیامت اورا در زمره «آمنین» مبعوث خواهد کرد و برای مثال وی میباشد: یحیی بن حبیب، ابوعبیده حذاء و عبدالرحمن بن حجاج».[۹]
فقط یک قصه درباره وی آورده شده که ظاهراً در ملامت اوست. امام کاظم هنگامی سخنی از عبدالرحمن به بین آمد، اورا «ثقیل علی الفؤاد»[۱۰] (هر کس بر قلب سنگینی مینماید) خواند. بعضی این داستان را توجیه کردهاند به اینکه شاید خواسته سنگینی وی بر دل معاندان اهل بیت(ع) باشد و شاید به جهت نام اوست که مرکب از نام دو معاند اهل بیت یعنی عبدالرحمن (عبدالرحمن بن ملجم) و حجاج (حجاج بن یوسف) میباشد.[۱۱] آیت الله خویی این نظر را دارد کهاین ماجرا به طور درست نقل نشده و اصل آن «ثقیل فی الفؤاد» (دارنده منزلت ویژه در قلب) میباشد که عبارتی حاوی مدح میباشد.[۱۲]
عبدالرحمن بن حجاج در برخی از منابع رجالی به تقلید از فرقه کیسانیه و واقفیه مجرم گردیدهاست؛ اما بزرگان شیعه معتقدند که وی به فرض درستی این اتهام، به خط مش درست بازگشته و با ولایت امام رضا(ع) از جهان رفته میباشد.[۱۳]
مشایخ و شاگردان
راویانی که عبدالرحمن بن حجاج از آنها ماجرا نقل نموده است این افرادند:
ابوبکر بن عیاش، ابن ابی لیلی، ابان بن تغلب، بکیر بن اعین، زرارة بن اعین، زید الشحام، سلیمان بن خالد، علی بن یقطین، محمد بن مسلم، منصور بن حازم و...
راویانی که از وی قصه نقل کردهاند به گستردن زیر میباشد:
ابن ابی عمیر، علی بن رئاب، اسحاق بن عمار، جمیل بن دراج، حسن بن دوستداشتنی، حماد بن عثمان، صفوان بن یحیی، عبدالرحمن بن ابی نجران، عبدالله بن بکیر، یونس بن عبدالرحمن و...[۱۴]
اثرها
روحانی طوسی، در رجالش، بیان کرده که عبدالرحمن بن حجاج کتابی دارااست که بزرگانی زیرا صفوان و ابن ابی عمیر به آن اتکا داشته و از آن نقل کردهاند.[۱۵]
پانویس
کشی، تفویض معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۱
نجاشی، رجال نجاشی، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱، ص۲۳۷
نجاشی، رجال نجاشی، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱، ص۲۳۸
طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۷۸ق، ج۶، ص۱۴.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۵.
اثرگذار، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۱۶.
طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۴۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۳
طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۷۸ق، ج۶، ص۱۴.
کشی، سپردن معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۲
قمی، روضه خوان عباس، منتهی الآمال، جماعة المدرسین، ج۲، ص۳۸۴
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۵
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۴؛ کشی، سپردن معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۲
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۳-۳۴۴
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۲
منابع
خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، راس النشر الثقافة الاسلامیة فی العالم، ۱۳۷۲ش.
طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ق.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، نجف اشرف، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۸ق.
قمی، عباس، تعریب منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل، سید هاشم میلانی، جماعة المدرسین.
کشی، محمد بن قدمت، تفویض معرفه الرجال، مشهد، دانش کده مشهد، دانش گاه الهیات و معارف اسلامی، راءس پژوهش ها و مطالعات، ۱۳۴۸ش.
موثر، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۳ق.
نجاشی، رجال نجاشی، تفحص: سید موسی شبیری زنجانی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.
عبدالرحمان بن حجّاج بجلی کوفی مشهور به بَیاع سابُری از اصحاب امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) و از وکیلان امام درست گو(ع) بود. وی تا مجال امامت امام رضا(ع) زنده بود و در طول وی از جهان رفت. امامان هم عصرش اورا در احادیث زیادی مدح کردهاند و در کتابهای رجالی نیز مدح گردیده و آیتم اتکا میباشد. بنابر قولی، مدتی اطمینان به فرقه کیسانیه و واقفیه داشت؛ البته عاقبت از عقاید خود رجوع و با ولایت امام رضا(ع) از جهان تشریفات ترحیم مشهد رفت.
زیستطومار
عبدالرحمان بن حجّاج در قرن دوم هجری قمری میزیست. لقب وی ابوعلی میباشد.[۱] درباره معاش او داده ها چندانی در مشت وجود ندارد. فقط می دانیم که اصالتا کوفی و بومی بغداد بوده میباشد.[۲] فعالیت اورا کسب و کار سابری (پارچه های ظرافت که در سابور عجم بافته می شد) نوشتهاند و بههمین ادله به وی بیاع السابری (فروشنده سابری) کنیه دادهاند. همینطور در کتابهای رجالی مذکور که او با امام رضا ملاقات داشته و در طی امامت وی از عالم رفته میباشد؛[۳] بدین ترتیب وفات او احتمالا اندکی بعد از سال ۱۸۳ قمری صورت داده میباشد. امام راست گو(ع)در روایتی، عبدالرحمن بن حجاج را جزو افرادی بیان کرده که در مدینه از عالم رفته میباشد.[۴]
منزلت روایی
وی در منابع اساسی حدیثی شیعه، پانصد و ده حدیث از سه امام ذکر شده نقل نموده است.[۵] نسبتاً کلیه منابع رجالی اورا توثیق و تعریفوتمجید کردهاند و حتی روضه خوان موثر اورا از خاصیت و بزرگان اصحاب امام درست گو(ع) دانسته میباشد[۶] و بر طبق نقل روحانی طوسی در الغیبة وی از نمایندگان و وکیلان امام بود.[۷]
یک سری داستان در مدح عبدالرحمن بن حجاج از امامان همعصرش وارداتی میباشد. داستان گردیده که امام کاظم(ع) برای وی شهیدشدن به فردوس داده میباشد. یا این که در روایتی نام برده میباشد که حضرت راستگو(ع) به وی میفرمود:
«تکلم کن با اهل مدینه، همانا اینجانب دوست می دارم که میان مردان شیعه، مانند تورا ببینند».[۸]
امام درست گو(ع)، این عبارت را صرفا درخصوص تعداد اندکی از اصحاب خویش، مانند ابان بن تغلب، بهعمل برده میباشد و همین دلیلی بر مبرز بودن عبدالرحمن بن حجاج در میان اصحاب و نیز اقتدار کلامیاش میباشد. همینطور از امام درستگو(ع) قصه گردیده که:
«هرکس در مدینه از جهان برود، معبود در روز قیامت اورا در زمره «آمنین» مبعوث خواهد کرد و برای مثال وی میباشد: یحیی بن حبیب، ابوعبیده حذاء و عبدالرحمن بن حجاج».[۹]
فقط یک قصه درباره وی آورده شده که ظاهراً در ملامت اوست. امام کاظم هنگامی سخنی از عبدالرحمن به بین آمد، اورا «ثقیل علی الفؤاد»[۱۰] (هر کس بر قلب سنگینی مینماید) خواند. بعضی این داستان را توجیه کردهاند به اینکه شاید خواسته سنگینی وی بر دل معاندان اهل بیت(ع) باشد و شاید به جهت نام اوست که مرکب از نام دو معاند اهل بیت یعنی عبدالرحمن (عبدالرحمن بن ملجم) و حجاج (حجاج بن یوسف) میباشد.[۱۱] آیت الله خویی این نظر را دارد کهاین ماجرا به طور درست نقل نشده و اصل آن «ثقیل فی الفؤاد» (دارنده منزلت ویژه در قلب) میباشد که عبارتی حاوی مدح میباشد.[۱۲]
عبدالرحمن بن حجاج در برخی از منابع رجالی به تقلید از فرقه کیسانیه و واقفیه مجرم گردیدهاست؛ اما بزرگان شیعه معتقدند که وی به فرض درستی این اتهام، به خط مش درست بازگشته و با ولایت امام رضا(ع) از جهان رفته میباشد.[۱۳]
مشایخ و شاگردان
راویانی که عبدالرحمن بن حجاج از آنها ماجرا نقل نموده است این افرادند:
ابوبکر بن عیاش، ابن ابی لیلی، ابان بن تغلب، بکیر بن اعین، زرارة بن اعین، زید الشحام، سلیمان بن خالد، علی بن یقطین، محمد بن مسلم، منصور بن حازم و...
راویانی که از وی قصه نقل کردهاند به گستردن زیر میباشد:
ابن ابی عمیر، علی بن رئاب، اسحاق بن عمار، جمیل بن دراج، حسن بن دوستداشتنی، حماد بن عثمان، صفوان بن یحیی، عبدالرحمن بن ابی نجران، عبدالله بن بکیر، یونس بن عبدالرحمن و...[۱۴]
اثرها
روحانی طوسی، در رجالش، بیان کرده که عبدالرحمن بن حجاج کتابی دارااست که بزرگانی زیرا صفوان و ابن ابی عمیر به آن اتکا داشته و از آن نقل کردهاند.[۱۵]
پانویس
کشی، تفویض معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۱
نجاشی، رجال نجاشی، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱، ص۲۳۷
نجاشی، رجال نجاشی، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱، ص۲۳۸
طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۷۸ق، ج۶، ص۱۴.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۵.
اثرگذار، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۱۶.
طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۴۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۳
طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۷۸ق، ج۶، ص۱۴.
کشی، سپردن معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۲
قمی، روضه خوان عباس، منتهی الآمال، جماعة المدرسین، ج۲، ص۳۸۴
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۵
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۴؛ کشی، سپردن معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۴۴۲
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۳-۳۴۴
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۴۲
منابع
خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، راس النشر الثقافة الاسلامیة فی العالم، ۱۳۷۲ش.
طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ق.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، نجف اشرف، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۸ق.
قمی، عباس، تعریب منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل، سید هاشم میلانی، جماعة المدرسین.
کشی، محمد بن قدمت، تفویض معرفه الرجال، مشهد، دانش کده مشهد، دانش گاه الهیات و معارف اسلامی، راءس پژوهش ها و مطالعات، ۱۳۴۸ش.
موثر، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۳ق.
نجاشی، رجال نجاشی، تفحص: سید موسی شبیری زنجانی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم